
اگر از طریق لینکی در این مقاله محصولی خریداری کنید، ممکن است بخشی از فروش را دریافت کنیم.


تمیزکاری بهار
من همواره زباله ها، پاکت ها، کاغذها و تکه های تمام زندگی هایم را بیرون می آورم
من همواره روتختی ها را تکان می دهم، گوشه ها، ناودان ها، گرد و غبار را از زیر آنها پاک می کنم
من به دلیلی برای ایجاد و شکستن تمام الگوهای سال های قبل فکر می کنم
از نو شروع کردن، مثل این است که
گردآوری، گردآوری خاکستر
گردآوری، گردآوری، گردآوری خاکستر
این فصل برای چیزهای شیرین است
این فصل برای سوگ است
این فصل برای رشد نهال ها است
تمیزکاری بهار
من همواره گذشته را با حال و آینده در هم می آمیزم، آینده کوهی از ایمیل ها است
من همواره پیشنهادها و سوالاتی را از هر جهت به هر یک از گوش هایم می ریزم
من همواره همان تکه کاغذ را در همان کشو قرار می دهم، همان تکه کاغذ در همان کشو
من امیدوارم به کشو، به یک اتاق، به یک آپارتمانی که بهتر از قبل است برگردم
هنوز در حال چرخش
آه—
گردآوری، گردآوری خاکستر
این فصل برای چیزهای شیرین است
این فصل برای سوگ است
این فصل برای مرتب کردن و جارو کردن، تازه کردن و گریستن است
جستجو کردن و نیاز داشتن و احساسات پیچیده
پایان ها و آغازها
چیزهای قدیمی را دور ریختن و چیزهای جدید را جایگزین کردن، تو -
تمیزکاری بهار، اوه
تمیزکاری بهار
تمیزکاری بهار، اوه
تمیزکاری بهار
همه ترک ها را از تالکینگ تو میسیلف:
1. مرحله نگهداری
2. تمیزکاری بهار
3. کودک ابر
4. دوباره اتفاق می افتد