نیمه وقت سوپر بول LVIII از وشیر شامل آهنگ های مشهوری مانند "ییاه!" با لیل جون و لوداکریس، "می بوو" با الیکیا کییس، و اجراهایی با حضور ه.ی.ر. و ویلل.ی.ام بود.

اگر از طریق لینکی در این مقاله محصولی خریداری کنید، ممکن است بخشی از فروش را دریافت کنیم.
نیمه وقت سوپر بول LVIII از وشیر شامل آهنگ های مشهوری مانند "ییاه!" با لیل جون و لوداکریس، "می بوو" با الیکیا کییس، و اجراهایی با حضور ه.ی.ر. و ویلل.ی.ام بود.

نیمه وقت سوپر بول LVIII از وشیر شامل آهنگ های مشهوری مانند "ییاه!" با لیل جون و لوداکریس، "می بوو" با الیکیا کییس، و اجراهایی با حضور ه.ی.ر. و ویلل.ی.ام بود.

نمایش نیمه وقت سوپر بول LVIII آشر، یک سفر کاملاً طراحی شده از طریق کاتالوگ معتبر او، با جلوه ای صیقلی مانند یک اقامت در لاس وگاس به زمین می خورد، نه پویایی انفجاری که اغلب از بزرگترین صحنه جهان انتظار می رود. از آغاز، با "کاوغت وپ"، این اجرا به عنوان یک جشن صیقلی، اگرچه تا حدودی ایمن، از دو دهه هیت های آشر به نمایش درآمد.
شامل آلیشیا کیز، اچ.ای.آر، لیلی جان، لوداکریس و ویل.آی.ام یک گروه انسامبل پویا را که به طور کاغذی باید یک شوک الکتریسیته دهنده به مراسم تحویل می داد، وعده می داد. دوئت کیز در "می بوو" به طور موقت مجموعه را بالا برد، صداهایی که در یک در آغوش آشنا با هم ترکیب شدند و به روزهای اوج آنها در جدول ها اشاره کرد. با این حال، انتقال از یک ستاره مهمان به ستاره بعدی، به ویژه سولو گیتار کوتاه جنایتکار اچ.ای.آر، بیشتر مانند یک سری وینتت ها به جای یک روایت هماهنگ احساس می شد، هر بینگه ای برای تسهیل یک تغییر سریع دیگر از اوشر طراحی شده بود تا به کاوش موسیقی نمایش عمق ببخشد.
حضور ویل.آی.ام در طول "ومگ" یک вспышка از振ور الکترونیکی را به همراه داشت، یک اشاره به تلاشهای آشر برای ورود به قلمروهای رقصپسندتر پاپ. با این حال، این، مانند سایر حضورهای مهمان، به نظر میرسید که رویکرد غالب شب را زیرکانه نشان میدهد: نتهای آشنا را بزنید، انرژی را بالا نگه دارید، اما دیماسی از فرمول فاصله نگیرید.
"و دون'ت هاوی تو کالل," "بورن," "کونفیسسیونس پارت یی," و فینال "ییاه!" با لوداکریس و لیل جون، همه با ظرافت امضای وشیر ارائه شدند. با این حال، این اجرا، با وجود برتری فنی، از لحظات خام و نانوشتهای که یک نمایش نیمهوقت را از یک میانپرده موسیقی به یک سنگنگاره فرهنگی تبدیل میکنند، محروم بود. واکنش مخاطبان، گرم اما محدود،似乎 این احساس را منعکس میکرد، از نوستالژی قدردانی میکردند اما در انتظار یک سورپرایز بودند که هرگز نیامد.
در نهایت، نمایش نیمه وقت سوپر بول اوشر یک اجرای صیقلی و حرفه ای از طریق حرفه درخشان او بود، با دقتی که یک هنرمند که حرفه اش را از درون و بیرون می داند، اجرا می کند. با این حال، در یک مکان که میزبان برخی از خاطره انگیزترین اجراها در تاریخ سرگرمی زنده بوده است، این مجموعه مانند یک فرصت از دست رفته برای به چالش کشیدن انتظارات یا重新 تعریف میراث اوشر به هر شکلی значیمفیلت. این یک یادآوری از جایگاه او در پانتئون بزرگان بود، مسلماً، اما کسی نمی توانست کمک کند اما میراک کند که چه ممکن بود اگر نمایش جرات کرده بود تا چند ریسک بیشتر بگیرد.