۱۴ آبان ۱۴۰۴

بیتلز

بیتلز، که در لیورپول در سال 1960 تشکیل شد، با فروش بیش از 800 میلیون آلبوم، 20 تک‌آهنگ برتر در جدول بیلبورد هات 100 ایالات متحده و هفت جایزه گرمی، موسیقی را با انقلاب کرد. پدران موج بریتانیایی، تکنیک‌های ضبط نوآورانه را معرفی کردند و فرهنگ پاپ را تغییر دادند و هنرمندان بسیاری را در سراسر نسل‌ها تحت تأثیر قرار دادند و به عنوان یکی از تأثیرگذارترین گروه‌های موسیقی تاریخ جاودانه شدند

زندگی‌نامه و عکس بیتلز
آمار اجتماعی سریع
5.4 میلیون
2.1 میلیون
30.7 میلیون
9.2 میلیون
3.7 میلیون
37.0 میلیون

در اواخر دهه 1950، لیورپول نهجتی برای انقلاب موسیقی نبود. اما در این شهر صنعتی، جان لنون گروهی به نام کواوری من در سال 1956 تشکیل داد. لنون، دانشجویی در کالج هنر لیورپول، تحت تأثیر شدید موسیقی راک اند رول الویس پریسلی و بودی هولی بود. در 6 ژوئیه 1957، در حین یک جشنواره محلی، لنون با Paul McCartney. McCartney, که در آن زمان 15 ساله بود، تحت تأثیر مهارت‌های گیتاری او و توانایی تنظیم یک گیتار - یک مهارت که لنون خود نیز نداشت - قرار گرفت. McCartney به کواوری من دعوت شد و پذیرفت.

جرج هریسون، دوست McCartneyاز دوران تحصیل در لیورپول، در ادامه به گروه پیوست. هریسون، که جوان‌تر از McCartney و در دهه 15 ساله بود، در ابتدا با شک و تردید لنون روبرو شد. اما اجرای او در بالای اتوبوس، جایی که او "Raunchy," را اجرا کرد، لنون را از مهارت‌های او مطمئن کرد. هریسون به طور رسمی در اوایل سال 1958 به گروه پیوست.

کواوری من چندین بار نام خود را تغییر داد و اعضای مختلفی داشت تا اینکه در اوت 1960 به نام مشهور "بیتلز" رسید. نام این گروه به عنوان یک احترام به گروه بودی هولی بود و همچنین یک بازی کلامی بود که شامل "بیت" بود که در موسیقی آنها مرکزی بود. استوارت ساتکلیف، دوست لنون از مدرسه هنر، به عنوان گیتاریست پیوست و پیت بیست به عنوان درامر. این پنج‌نفره در اوت 1960 به هامبورگ، آلمان، رفتند و در منطقه قرمز شهر، که اولین دوره از چندین دوره بود.

در هامبورگ، بیتلز مهارت‌های خود را از طریق برنامه‌های سخت و طولانی مدت، گاهی اوقات برای هشت ساعت در روز، هفت روز در هفته، بهبود بخشیدند. آنها با انواع سبک‌های موسیقی و تأثیرات مختلف، از جمله آثار لیتل ریچارد و چاک بری، آشنا شدند. گروه همچنین با استفاده از پریلودین، یک استیمولان، شروع به آزمایش کردند تا با برنامه‌های سخت و طولانی مدت خود مقابله کنند. در این دوره، آنها موهای مپ‌تاپ را به خود گرفتند، تحت تأثیر آستریッド کیرخهر، عکاس آلمانی که همچنین یک رابطه کوتاه‌مدت با ساتکلیف داشت.

استوارت ساتکلیف تصمیم گرفت که از گروه خارج شود تا بر روی مطالعات هنری و رابطه خود با کیرخهر تمرکز کند. این تصمیم او خلأ در گروه ایجاد کرد و McCartney با مقاومت، به عنوان گیتاریست پیوست. بیتلز به لیورپول بازگشتند و به عنوان یک گروه بیشتر یکپارچه و مهارت‌دار شدند. آنها در کلوپ کارن، یک مکان محلی که بعداً با رشوه به شهرت رسید، شروع به اجرا کردند. اجرای آنها در کلوپ کارن توجه بروس اپستین، مالک یک فروشگاه موسیقی محلی را جلب کرد، که در آنها دید به عنوان یک گروه بالقوه و پیشنهاد مدیریت آنها را داد. پس از یک دوره کوتاه بررسی، بیتلز قرارداد مدیریتی با اپستین را در 24 ژانویه 1962 امضا کردند.

اولین حرکت مهم اپستین این بود که یک جلسه ضبط با دکا رکوردز را در 1 ژانویه 1962 تضمین کرد. با وجود اجرای خوب، دکا آنها را امضا نکرد و گفت که "گروه‌های گیتار در حال رفتن هستند." اپستین از تلاش برای قرارداد ضبط برای گروه ادامه داد. تلاش‌های او در نهایت نتیجه داد که جرج مارتین، تهیه‌کننده در پارلوفون رکوردز، آنها را با قرارداد قرارداد داد. با این حال، مارتین از درام‌های پیت بیست خوشحال نبود و پیشنهاد تغییر داد. پس از بحث‌های طولانی، بیست توسط رینگو استار، که قبلاً با روری استورم و هوریکانز بازی کرده بود، جایگزین شد. استار در 18 اوت 1962 به طور رسمی به گروه پیوست و این پنج‌نفره‌ای که جهان را به خود جلب کرد.

اولین تک‌آهنگ بیتلز تحت برچسب پارلوفون، "من را دوست داری" در 5 اکتبر 1962 منتشر شد. اگرچه یک تک‌آهنگ برتر نبود، اما به اندازه کافی خوب بود تا به رتبه 17 در جدول تک‌آهنگ‌های بریتانیا برسد. موفقیت اندک کافی بود تا جرج مارتین به آنها یک تک‌آهنگ دوم، "لطفاً لطفاً من" را بدهد که در 11 ژانویه 1963 منتشر شد. این بار، دریافت بسیار بیشتر بود و تک‌آهنگ به بالاترین رتبه در بیشتر جدول‌های بریتانیا رسید. با درک علاقه عمومی، مارتین تصمیم گرفت که از این موج استفاده کند و یک آلبوم کامل ضبط کند.

آلبوم "لطفاً لطفاً من" در یک روز 11 فوریه 1963 ضبط شد. با برنامه‌ریزی سریع، آلبوم یک موفقیت انتقادی و تجاری بود و به بالاترین رتبه جدول آلبوم‌های بریتانیا رسید و 30 هفته متوالی در آن ماند. این آلبوم شامل ترانه‌هایی مانند "من او را در حال ایستادن در آنجا دیدم" و "تویست و شوت" بود که مهارت‌های گروه را نشان می‌دادند، از راک اند رول تا بالادهای روحانی.

تا نیمه سال ۱۹۶۳، اصطلاح "بیتلانیا" به کلمه عمومی وارد شده بود.بیتل ها دیگر فقط یک گروه نبودند؛ آنها یک پدیده فرهنگی بودند.کارتون هایشان اغلب توسط فریادهای طرفداران پرستش شده غرق شدند و ظاهر های عمومی آنها به رویداد های خشمگین تبدیل شدند.بیتلین ها هر حرکت آنها را دنبال کردند و مد آنها -به خصوص موهای "مپ-تپ" آنها - یک نماد شورش نوجوانان شد.

تأثیر بیتل ها به انگلستان محدود نبود. موسیقی آنها شروع به عبور از اقیانوس اقیانوس کرد، ابتدا بدون حضور فیزیکی آنها. برنامه های تلویزیونی آمریکایی شروع به پخش آهنگ های بیتل ها، و ایستگاه های رادیویی آنها را در لیست پخش خود شامل. با این حال، این بود که ظاهر آنها در "The Ed Sullivan Show" در 9 فوریه 1964 بود، که آغاز رسمی مهاجرت بریتانیایی در ایالات متحده را نشان داد. حدود 73 میلیون آمریکایی برای تماشای آن، آن را یکی از مهم ترین رویدادهای تلویزیونی در آن زمان.

اولین سیگنال آمریکایی آنها، "من می خواهم دستت را نگه دارم"، قبل از حضورشان در نمایشگاه به عنوان شماره یک در لیست Billboard Hot 100 قرار گرفت و برای هفت هفته متوالی در آنجا باقی ماند.

در ماه‌های بعد، بیتلز به تور بین‌المللی خود رفتند و کشورهای مانند سوئد، استرالیا و نیوزیلند را پوشش دادند. آنها همچنین آلبوم سوم استودیویی خود، "یک روز سخت" را در ژوئیه 1964 منتشر کردند که به عنوان موسیقی متن فیلم با همین نام بود. این آلبوم از آثار قبلی آنها متفاوت بود و شامل آهنگ‌های اصلی لِنون و McCartneyو این آلبوم به دلیل استفاده از گیتار دوازده تار در ترانه عنوان، تحسین گسترده‌ای را دریافت کرد.

بیاتلز در دسامبر سال 1964 با انتشار آلبوم "بیاتلز برای فروش" پایان سال 1964 را به پایان رساندند. این آلبوم شامل ترانه‌های موفق مانند "هشت روز در هفته" و "من یک گمکار" بود و نشان‌دهنده پیچیدگی و عمق هنری بیشتر این گروه بود. با این حال، این آلبوم همچنین نشانه‌ای از خستگی و استرس ناشی از تور و بازتاب عمومی بود. Tone تیره‌تر این آلبوم، که در ترانه‌های مانند "پاسخ نداد" و "من یک گمکار" منعکس شده بود، نشان‌دهنده تغییر در موسیقی بیاتلز بود و صحنه را برای آثار تجربیاتی که در آینده دنبال می‌شد، آماده کرد.

سال 1965 نقطه عطف مهمی برای بیاتلز بود، هر دو از نظر هنری و شخصی. انتشار "کمک" در آگوست 1965 بیش از یک آلبوم برتر فقط در جدول بود؛ این نشان‌دهنده سبک هنری در حال تکامل و عمق موضوعی این گروه بود. ترانه‌های مانند "دیروز" که توسط McCartneyبا همراهی یک گروه弦 و ساز، و "Ticket to Ride," با زمان غیرمعمول، نشان‌دهنده یک گروهی بود که تمایل به گسترش مرزهای موسیقی محبوب داشت.

تجربیات بیاتلز تنها در استودیو ضبط محدود نبود. در طول تور ایالات متحده در آگوست 1965، آنها به تماشاگران 55,600 نفر در استادیوم شیا در نیویورک بازی کردند. این کنسرت یک رویداد تاریخی بود، استانداردهای جدید برای کنسرت‌های زنده و فناوری تقویت صدا را ایجاد کرد. با این حال، حجم عظیم تماشاگران باعث شد که گروه تقریباً شنیده نشود، و آنها را به سؤال از پایداری کنسرت‌های زنده خود سوق داد.

در دسامبر 1965، بیاتلز آلبوم " Rubber Soul" را منتشر کردند، که نشان‌دهنده یک جدایی آشکار از آثار قبلی آنها بود. تحت تأثیر راک فولک و جنبش ضدفرهنگ در حال ظهور، این آلبوم دارای ترانه‌های منعکس‌کننده و تنظیمات موسیقی پیچیده بود. ترانه‌های مانند "Norwegian Wood" که از سیتار، ساز سنتی هند، استفاده می‌کرد و "In My Life" که با ترانه‌های پوچ و سولو کیبورد باروک، نشان‌دهنده رشد هنری گروه بود.

خواهش بیاتلز برای آزمایش به اوج خود رسید با انتشار "Revolver" در آگوست 1966. این آلبوم یک کاروان عظیم از نوآوری‌های موسیقی بود که از تکنیک‌های مانند لپ‌های ضبط، ضبط‌های معکوس و تغییر سرعت استفاده می‌کرد. ترانه‌های مانند "Eleanor Rigby" از یک گروه弦 دوگانه با هیچ ساز سنتی استفاده نمی‌کردند، در حالی که "Tomorrow Never Knows" از صدا‌های پیشرونده و الکترونیکی استفاده می‌کرد. سبک متنوع این آلبوم آن را یکی از ضبط‌های تأثیرگذار در تاریخ موسیقی محبوب کرد.

با این حال، هنرمندی‌های این گروه با هزینه‌ای همراه بود. تور به طور فزاینده‌ای برای آنها سنگین بود، هر دو از نظر جسمی و روانی. اعضای گروه همچنین با واکنش منفی به نظرات خود مواجه شدند. تعبیر لنین که بیاتلز "پاپولارتر از عیسی" هستند، منجر به سوختن آلبوم‌های آنها در برخی از بخش‌های ایالات متحده شد. در این آشفتگی، گروه تصمیم مهمی گرفت: کنسرت آنها در پارک کANDLESTICK در سانفرانسیسکو در 29 آگوست 1966، آخرین کنسرت تجاری آنها بود.

با آزاد شدن از فشارهای تور، بیاتلز به طور کامل به کارهای استودیویی خود متمرکز شدند. نتیجه این کار "سرباز بنگال خاله دلنشین" بود که در ماه مه 1967 منتشر شد. این آلبوم یک اثر مفهومی بود که از طیف گسترده‌ای از سبک‌های موسیقی و تکنیک‌های ضبط ترکیب می‌کرد. ترانه‌های مانند "لوس در آسمان با الماس‌ها" و "یک روز در زندگی" پیشگام بودند، هر دو از نظر محتوای ترانه و ارزش تولید. جلد آلبوم، که شامل یک کولаж از شخصیت‌های تاریخی و فرهنگی بود، نمادی از زیبایی‌شناسی پسیخدلی آن دوره شد.

"سرباز بنگال خاله دلنشین" با "ماجراجویی جادویی" و "آلبوم سفید" در سال 1968 دنبال شد، هر کدام در جهت‌های مختلفی گسترش می‌یافتند - از پسیخدلی خیالی تا انفرادیسم متنوع. آلبوم دوم، که شامل 21 ترانه جدید بود، نشان‌دهنده تمایلات موسیقی متفاوت هر یک از اعضای گروه بود، از جمله "یور بلوز" گریت لنین تا "در حالی که گیتارم با ملایمت می‌لرزد" هریسون، که توسط اریک کلپتون همراهی می‌شد.

سال 1969 برای بیتلز پر از تنش بود. با درخشش انتقادی آلبوم‌های قبلی آنها، تنش‌های داخلی به طور فزاینده‌ای آشکار شد. اعضای گروه مسیرهای موسیقایی و علاقه‌های شخصی متفاوتی را توسعه داده بودند که در جلسات ضبط موسیقی خود را نشان می‌دادند. پروژه "Let It Be" که به عنوان یک رویکرد ساده برای بازگرداندن انرژی اجرای زنده اولیه آنها آغاز شد، نمادی از تنش‌های آنها شد. تصاویر از جلسات ضبط نشان دادند که اعضای گروه در حال تنش هستند و اختلاف نظرهایشان زیاد بود.

در حالی که تنش‌ها وجود داشت، بیتلز توانستند "آبی رود" را در سپتامبر 1969 منتشر کنند، یک آلبوم که بسیاری آن را بهترین کارشان می‌دانند. این آلبوم شامل ترانه‌هایی مانند "Come Together"، یک ترانه بلوز نوشته لنون و "Something"، یک ترانه هریسون بود که با تحسین گسترده روبرو شد. طرف دوم آلبوم شامل یک مدلی از ترانه‌های کوتاه بود که به طور هماهنگ با هم درآمیخته بودند و با "The End"، یک Epitaph مناسب برای زندگی حرفه‌ای گروه پایان می‌یافت.

در اوایل سال 1970، rõ ràng بود که بیتلز در مسیرهای جداگانه‌ای حرکت می‌کنند. McCartney لنون در حال کار بر روی آلبوم Solo بود، لینون قبلاً آلبوم‌های تجربی با یوکو اونو منتشر کرده بود، هریسون در عمیق‌ترین سطح در معنویت و موسیقی هندو و استار در حال کار در زمینه بازیگری بود. در 10 آوریل 1970، McCartney یک بیانیه مطبوعاتی را منتشر کرد که در آن از ترک گروه بیتلز خبر داد، که به طور موثر پایان گروه را اعلام کرد.

آلبوم "Let It Be" که همراه با فیلم مستند منتشر شد، در ماه مه 1970 منتشر شد و به عنوان یک گواهی پس از مرگ برای میراث بیتلز عمل کرد. این آلبوم شامل ترانه‌هایی مانند "Let It Be" و "The Long and Winding Road" بود که به سرعت به کلاسیک‌های محبوب تبدیل شدند، اما Tone overall یک تنهایی و پایان بود.

در سال‌های بعد از جدایی، هر یک از اعضای گروه مسیرهای Solo را دنبال کردند که با موفقیت‌های مختلفی همراه بود. لینون در سال 1980 در خارج از آپارتمانش در نیویورک به قتل رسید، اما موسیقی او همچنان به نسل‌های آینده الهام می‌داد. هریسون در سال 2001 پس از یک مبارزه طولانی با سرطان درگذشت و با یک کاتالوگ موسیقایی غنی که شامل آثار Solo و همکاری‌های او بود، به یادگار ماند. McCartney و استار همچنان به اجرای موسیقی و ضبط ادامه می‌دهند و اغلب به زمان بیتلز خودشان احترام می‌گذارند.

تأثیر بیتلز بر موسیقی پاپ و فرهنگ بی‌حد و حصر است و میراثشان همچنان در حال رشد است. در سال 1995، اعضای زنده McCartney، هریسون و استار برای همکاری در "The Beatles Anthology" که یک مجموعه مستند همراه با یک مجموعه سه آلبوم شامل ترانه‌های منتشر نشده و ضبط‌های زنده بود، دوباره گرد هم آمدند. یکی از ترانه‌های قابل توجه این پروژه "Now and Then" بود که به عنوان "I'm Looking Through You" نیز شناخته می‌شود. این ترانه بر اساس یک Demo ناتمام لینون ضبط شده در سال 1978 بود. McCartney و هریسون به ضبط دوباره و افزودن نوای صوتی و سازهای جدید به ضبط اصلی لینون پرداختند، که به طور موثر یک ترانه جدید بیتلز را پس از جدایی آنها ایجاد کرد. انتشار "Now and Then" با نظرات مخالف روبرو شد. در حالی که برخی از طرفداران تلاش برای ایجاد یک ترانه جدید بیتلز را تحسین کردند، دیگران احساس کردند که آن را از شیمی آلی که کارهای بهترین آنها را تعریف می‌کرد، کمبود دارد.

به پیشرفت به سال 2023، نسخه جدیدترین نسخه "Now and Then" با حضور همه چهار عضو اصلی بیتلز با استفاده از AI در حال انتشار است. یک فیلم مستند 12 دقیقه‌ای با عنوان "Now And Then – The Last Beatles Song" در 1 نوامبر در کانال یوتیوب بیتلز منتشر می‌شود. این فیلم شامل تصاویر و نظرات اختصاصی از Paul McCartney، Ringo Starr، George Harrison، Sean Ono Lennon و Peter Jackson است.

بیتلز یک نیروی فرهنگی هستند که از ژانرهای موسیقایی و مرزهای جغرافیایی فراتر رفته‌اند. از آغاز ابتدایی آنها در لیورپول تا سقوط به شهرت جهانی، سفر آنها با تکامل و نوآوری مداوم مشخص شد. تأثیر آنها نه در تعداد آلبوم‌های فروخته شده یا جوایز برنده شده آنها محدود است، بلکه در توانایی الهام و تأثیرگذاری است که تضمین می‌کند که درازمدت Relevant باشند.

Statistics Streaming
اسپاتیفای
تیک‌تاک
یوتیوب
پاندورا
شازام
Top Track Stats:
هیچ آیتمی یافت نشد.
باز کنید #

جدیدترین

جدیدترین
بیتلز 'I’m Only Sleeping' برنده گرمی برای بهترین ویدئوی موسیقی.
پال مک کارتن، جی-زی، تیلور سوئیفت، سئان 'Diddy' کامبز، ریحانا

از پیروزی‌های سرمایه‌گذاری جی-زی تا بازنویسی‌های استراتژیک تیلور سوئیفت، با هنرمندان آشنا شوید که نه تنها در جدول برتر قرار گرفتند، بلکه از گذرگاه میلیارد دلاری نیز گذشتند.

با هنرمندان در باشگاه میلیارد دلاری که نت‌ها را به ثروت تبدیل کردند
تصویر سیاه و سفید بیاتلز در دروازه

بیاتلز قرار است در 10 نوامبر آلبوم‌های جمع‌بندی خود را با عنوان "آلبوم قرمز" و "آلبوم آبی" منتشر کنند. این آلبوم‌ها شامل 21 ترانه جدید و تنظیمات صوتی به روز شده هستند و مجموعه کاملی از میراث هنری بیاتلز را ارائه می‌دهند، از "من را دوست دارم" تا "حالا و در آن وقت".

بیاتلز آلبوم‌های جمع‌بندی مهم خود را با عنوان "Love Me Do" و "Now And Then" با 21 ترانه جدید منتشر می‌کنند
Beatles با لباس های رنگارنگ در پس زمینه آبی، اعلامیه "Now and Then"

Beatles اعلام کردند که "Now And Then," را منتشر می کنند، یک ترانه ای که شامل چهار عضو اصلی و با استفاده از هوش مصنوعی است. این ترانه می تواند به عنوان آخرین اثر هنری این گروه باشد و یک لحظه تاریخی در میراث دیرپای آنها را نشان می دهد

Beatles تاریخی وداعشان "Now And Then" در 2 نوامبر منتشر می شود