
پنج سال در حال ساخت، هنرمند چندرشتهای فنلاندی کونچیس آلبوم首ین خود را با نام چاپتیرس منتشر میکند، یک رکورد یازدهتکهای که تکآهنگهای قبلاً منتشر شده «کرای کرای»، «ترووبلی» و تکآهنگ جدید «فلوودس» را در خود جای داده است. این آلبوم جدید به عمق روانشناسی انسان میپردازد و به بررسی موضوعاتی مانند از دست دادن، اشتیاق، مصرف و ناامیدی میپردازد. با وجود این که کونچیس در طول ساخت چاپتیرس با سندرم خستگی مزمن (ME/CFS) دست و پنجه نرم میکرد، او مقاومت کرد و خود را با شرایط وفق داد. یکی از راههایی که او توانست این رکورد را تکمیل کند، این بود که فقط پنج بار آواز برای هر آهنگ اجازه داد. به جای این که این محدودیت را منفی تلقی کند، پارامترهای ضروری به جای آن آلبوم را با خاموشی و آسیبپذیری پر کرده است، که سفر او را از طریق بیماری و表現 هنری منعکس میکند.
با نام یک شخصیت از رمان معمایی جان فاولز، تی ماگوس، کنچیس همچنین از داستان معمایی و پیچیده کتاب الهام می گیرد. با یافتن موازی بین مگوس رمان و نمادگرایی کارت تاروت، تی ماگیکیان، او این عناصر را در طول آلبوم خود به هم می بافد و صدا هایی را نمونه می کند که یادآور زمین، آب، هوا و آتش است. در کنار این ویژگی های عنصری، موسیقی او همچنین با دوگانه های نور و تاریکی، زیبایی و زشتی همراه است.
تولید و مخلوط شده توسط جوناس ویرویجنین، مستر شده توسط پیتیر ماهیر مشهور، و با همکاری جووناس هاکاوا (باس) و اوستین فیناموری (سللو)، چاپتیرس سبک منحصر به فرد کنچیس را به نمایش می گذارد، که شعرهای درون نگرانه را با ملودی های قدرتمند ترکیب می کند.
چاپتیرس با «درختان رشد میکنند» آغاز میشود، یک بازتاب در مورد تلاش برای رشد شخصی و موفقیت، اما发现 که برعکس اتفاق افتاده است. به این ترتیب، تصویر نمادین درخت، رشد آهسته، ثابت و آرام، به عنوان ضدیت با زندگی سریع ما ظاهر میشود. ضربآهنگها در اینجا مانند یک ساعت تیک میزند، یادآوری به شنونده که همه چیز به زمان نیاز دارد، و لایههای الکترونیکای استاتیک این منظر صوتی را آرامش بخشیده است. این یک نقطه شروع غنی و مدیتاتیو برای آلبوم است.
بعد از آن، ترک تمرکز آلبوم «سیل» است، یک ترک فوری و شبیه به فیویر رای که هیچ قربانی را نمیگیرد. بر روی تولید قدرتمند و تا حدودی در تضاد، کونچیس از تأثیرات مخرب انسان بر روی سیاره شکننده ما هشدار میدهد. ریتم راهپیمایی به ذهن یک راهپیمایی جنگی میآورد، در حالی که نمونههای تجربی تفسیرهای استعاری از بلایای طبیعی هستند. با پرداختن به این نگرانیهای زیستمحیطی، کونچیس میگوید: ««سیل» آهنگی است که من در مورد وضعیت سیاره ما و اینکه چگونه ما در حال بهرهبرداری از آن هستیم، نوشتم، علیرغم این که از پیامدها آگاهیم. من، مانند بسیاری دیگر، در مورد میراث ما و شرایطی که سیاره را برای نسلهای آینده رها میکنیم، نگران هستم.»
«او به دنیا آمد» یکی از شخصیترین ترکها در آلبوم است، زیرا به درد و فرآیند شفا بعد از مرگ مادر کونچیس میپردازد. صدای او در اینجا بیشتر برهنه است، که اجازه میدهد آسیبپذیری از طریق بافتهای رویایی و ترک صعودی تدریجی جریان یابد. این رویداد تрагیک یکی از کاتالیزورهای نوشتن آهنگ کونچیس بود و از طریق این فرآیند، کونچیس میگوید که «من هنوز حضور مادرم را به شدت احساس میکنم و دوست دارم فکر کنم که او آنهایی را که پشت سر ماندهاند، محافظت میکند.»
تکآهنگ چهارم «دیوانه» است، آهنگی که پیچیدگی انتخابهای زندگی و خاموشی احساسات انسانی را به تصویر میکشد. این یک ترک بسیار شخصی و دروننگر است که به انتخابهایی که در زندگی میکنیم و تأثیر آنها بر سفر شخصی ما میپردازد. او مستقیماً با چالشهای منحصر به فرد زندگی خود، مانند مرزهای خلاقانهای که ما بر خود تحمیل میکنیم تا به یک «سبک» پایبند باشیم، یا این که آیا باید بچه دار شویم یا خیر، یا چگونه زندگی را با یک بیماری مزمن اداره کنیم، روبرو میشود.
کونچیس با «داستانها» به کاوش در تجربیات شخصی خود ادامه میدهد، که یک لحظه بسیار دردناک در زندگی او را به تصویر میکشد، زمانی که با علائم CFS غلبه شده بود، کونچیس خود را بر روی زمین زانو زده و با هر قدرت برتر ممکن معامله میکرد که اگر فقط سلامتیاش 能د بازگردد، او تغییراتی در زندگیاش ایجاد خواهد کرد. همانطور که او反عكس میکند: «این یک لحظه بود که متوجه شدم، علیرغم این که من یک شخص مذهبی نیستم و حتی مرزهای بیخدایی را دارم،仍然 در ناامیدی به خدا روی آوردم. من میخواستم در مورد این پدیده بنویسم و اینکه چگونه مذهب گاهی اوقات یک راه حل آسان است، اگر ما فقط آیینها را بدون این که مسئولیت اعمالمان را به عهده بگیریم و در سطح عمیقتری تغییر کنیم، انجام دهیم.» الکترونیکای موجدار، موجهای ناامیدی حاد کونچیس را تقلید میکند، ووکالهای اوجگیر مانند نمازهای صعودی، و زیرتنهای نسبتاً شاد که پژواکهای امید به تغییر برای بهتر شدن را منعکس میکنند.
'جوست نوت تیری' با خطوط شبیه به سرود "می دانید که می خواهید، اما فقط آنجا نیست" بر روی ضرب و شتم های شیب دار و برش خورده باز می شود. این ترک یک چرخش تاریک را به خود می گیرد کنچیس با سوختگی شدید و ترس و ناامیدی که رویاهای او هرگز به واقعیت نمی پیوندد، دست و پنجه نرم می کند. این یک شماره ی ویسکیرال با صدا های خشن و ناسازگار است.
با عنوان جنجالی 'تی وورلد یس فلات'، یک لحظه آرامش آمیز در میانه آلبوم است. سوسوهای خنک، ضرب و شتم ثابت، و آوازهای شناور این主题 گسترده تر را پنهان می کنند. در نهایت، این ترک پاسخی به این است که چگونه همه معتقدند که نظرات آنها درست است و در عصر رسانه های اجتماعی، جایی که همه возможность表达 خود را دارند، گاهی اوقات می تواند به یک مسابقه فریاد تبدیل شود.
در یک主题 مشابه، 'پیوپلی (چاپتیرس)' بیشتر بر روی موانع زندگی مدرن تأمل می کند. تمرین خنک و آهسته در خودداری، الگوی چرخشی زندگی روزمره را منعکس می کند. مانند یک همستر در چرخ، بسیاری از ما می توانیم احساس کنیم که در یک مسابقه بی جهت گرفتار شده ایم. کنچیس این معما را در نظر می گیرد، "من مردم را تماشا می کردم و کóمو همه ما فقط به نظر می رسد که تلاش می کنیم و فکر می کنیم که چیز بعدی - هر چه باشد - ما را خوشحال خواهد کرد."
با «چیزی如此 شرمآور»، کونچیس به کاوش در علاقهاش به روانشناسی و بهویژه در این ترک به اثرات شرم سمی ادامه میدهد. نیمه اول این ترک یک روایت خزنده و ترسناک است که راهی را که این احساسات منفی به روان ما نفوذ میکنند، منعکس میکند.當 ترک کسâی دựنگ میشود، این احساس شدت میگیرد تا زمان ۱:۲۷ دقیقهای که جریان آگاهی کونچیس در یک رپ سبک خشمگینانه فوران میکند.
تکآهنگ قبل از آخر «مشکل» است، که با آتش از نظر صوتی و موضوعی بازی میکند. نه تنها عناصر صوتی حسی به شدت «مشکل» میافزایند، بلکه اجرای ووکالی قدرتمند کونچیس نیز خاموشی عاطفی و انرژی تاریک این ترک را به تصویر میکشد. در آن آیهها، صدای او (و شاید قلب او) محافظت شده به نظر میرسد؛ سرزنشگر از مشکلات ناشناختهای که ممکن است در پیش باشد. در مقابل، ووکالهای او در کوروس به یک فراخوانی سیرنمانند تبدیل میشوند، که از طریق ماتریس غنی الکترونیکا به سمت شنونده میرسد.
چاپتیرس با ‘کالم یوور میند’ به پایان می رسد، یک آهنگ آرامش بخش که به طور پیشگوییانه از طریق نوشتن شهودی کنچیس به دست آمد. او به یاد می آورد، "«آرامش ذهن» در مورد زمانی است که من به سندرم خستگی مزمن (ME/CFS) مبتلا شدم. در ابتدا، जब من از نظر جسمی در وضعیت بدی بودم، سلامت روان من نیز شروع به تخریب کرد و من حملات پانیک دائمی داشتم. من مجبور شدم برای این کار دارو مصرف کنم، و به دلیل بیماری من، برای سالها در چهار دیوار زندانی شدم، زیرا سلامت جسمی من اجازه نمیداد که راه بروم. جالب است که من این آهنگ را قبل از اینکه بیمار شوم نوشته بودم، و فقط بعد از اینکه بیمار شدم، متن آن برای من معنی پیدا کرد. این اتفاق قبلاً برای من اتفاق افتاده است - گاهی اوقات من آهنگهایی مینویسم که نشانههای آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد هستند، و سپس در یک نقطه بعد از آن به حقیقت میپیوندند. نظریه اول شخص یک تجربه صادقانه اما خسته از بودن به این حد خسته شده توسط بیماری خود است، و حتی در اینجا انرژی برای ادامه روایت لرزان است. بخش عمده این آهنگ توسط سینت سایزرهای آوانگارد و برش دهنده که از پس زمینه لجنی عبور می کنند، غالب شده است. در هướنگ آخر، حتی инструмент ها سرعت خود را از دست می دهند، کند می شوند و ضربان قلب تپنده - یادآوری که شما زنده هستید - آخرین صدا است.
چاپتیرس در 25 اکتبر از طریق کییکو ریکوردس منتشر می شود.

در فنلاند، کییکو جا کایکو یک کارتون محبوب از دهه 1950 است، با دو مرغ که در سراسر سرزمین جنگلی خود ایجاد می کنند. نام های آنها برای فریاد خروس - کوک-ا-دودل-دو، بلند، جسورانه و چشم گشا - هستند. KIEKU ریکوردس فنلاند نام خود را از این مسولین غیررسمی گرفته است، از نوستالژی کودکی وام می گیرد، اما همچنین یک پیام مهم را حمل می کند. زمان آن رسیده است که صنعت موسیقی بیدار شود.
