
آلبوم جدید یامون فوگارتی با عنوان "ی'م ان انیمال نوو" امروز منتشر شد. این مجموعه گنجینهای از آهنگها با درامز ریان جیویلل و کلارینت باس جیفف توبیاس از سونواتچیرس همراه است. این آلبوم با دقت توسط چریس سچلارب از پسیچیک تیمپلی مخلوط شده است. همچنین شامل هارمونیهای وکالی ویلل ستراتتون و هانناه فرانکیس و مشارکتهای اضافی باس نورا پریدیی میشود. من از دیدن اجرای زنده یامون از برخی از این آهنگها لذت بردم و این رکورد از آن زمان تاکنون روزهای من را همراهی میکند. توصیف اندی در زیر روشنتر و詳細تر از آنچه من میتوانم باشد، اما بدانید که این رکورد به طور真正ی خاص در زندگی شما جا میگیرد.

برای حدود یک دهه گذشته، ایمون فاگارتی به آرامی ژانر خواننده-ترانه سرا را برای تطبیق با دیدگاه منحصر به فرد خود بازآرایی کرده است. خواننده-ترانه سرا، این نام نادرست، بهترین چیزی است که واژگان ژانر برای تقریب آنچه او در آلبوم جدید و درخشان خود، من حالا یک حیوانم، انجام می دهد، ارائه می دهد، اما هنوز هم بسیار ناکافی است. آهنگ های او به جای پیروی از اشکال استاندارد، از مسیرهای خیالی خود عبور می کنند. سازهای آنها几乎 به همان اندازه با موسیقی مجلسی به عنوان فولک یا راک مرتبط است.几乎 هیچ کوروس هایی وجود ندارد که ما به شناختن آنها عادت کرده ایم: هنگامی که فاگارتی به تکرار یک ملودی می رسد، او इतनه مواد تماتیک را در میان بریده است که یک متن جدید به طور طبیعی بیشتر از یک متن تکراری دنبال می شود. این آهنگ ها به طور مداوم در جستجوی پاسخ هستند، نه این که جواب های پاک ویدی را ارائه دهند. ممکن است فکر کنید که این موسیقی کمی دیففیکیلی است، زیرا نوشتن آن قطعا یک چالش بوده است و نونکا به این فکر نمی کند که شنونده ها به نشانه های روشن برای نشان دادن زمان و نحوه هم خوانی نیاز دارند. با این حال، عاشق بودن من حالا یک حیوانم بسیار آسان است. هم خوانی کردن هم. صدای فاگارتی یک ابزار قابل تحسین است: کامل و رسا، با لبه های واضح و یک کیفیت رمانتیک شاداب که به ویژه در رجیستر بالای او جاری است. هنگامی که او به یک نت بالا می رسد، اثر آن مانند یک قهرمان رک و بی پروا است که شما را دعوت می کند تا او را در گوشه بعدی داستانش دنبال کنید. او یک روش واقعی برای مطابقت دادن بیت با ملودی دارد: نوعی از خواننده-ترانه سرا که می تواند یک عبارت مانند "پست جنجالی از یک واقعیت جایگزین" را به صدا درآورد، به طوری که حروف به طور نزدیک به چرخش های ملودی بچسبند. متن های این آهنگ ها، سفرنامه های حماسی، عکس های روزمره و تکه هایی از رویاها هستند که همه با هم بافته شده اند. فاگارتی آلبوم های قبلی خود را به طور عمده در انزوا نوشته است، اما برای این آلبوم، او فرآیند خود را باز کرد و از عزیزان و موسیقیدانان همکار خود در حین پیشرفت موسیقی نظرخواهی و بازخورد آنها را جویا شد.建议 های آنها به او کمک کرد تا به شهود خود اعتماد کند و او را تشویق کرد تا خطوطی را که قبلا به عنوان جایگزین های تصادفی در نظر گرفته بود، به شکل نهایی آهنگ ها بیاورد. "این تقریبا همیشه از زیرشاخه های ناخودآگاه می آید،" او می گوید. "جملاتی وجود دارد که حتی شما به عنوان نویسنده نمی دانید آنها به چه معنی هستند، اما آنها معنایی دارند. اینها نوعی از هسته مرموز در مرکز هر سوالی هستند که سعی می کنید از طریق آن بخوانید." یک تصویر تکراری در رژه ای از بارهای شلوغ، کلاغ های ترکیه ای متعادل، بالون های درخشان و دیوار برلین که متن من حالا یک حیوانم را تشکیل می دهد، تصویر دوربین است. این یک мотیف مناسب برای آلبومی است که آهنگ های آن اغلب به نظر می رسد که در سطح یا در عمق زیرشاخه های ناخودآگاه، با بیهودگی تلاش برای ثبت و حفظ جزئیات لذت بخش تجربه زندگی مرتبط هستند. همانطور که فاگارتی در "آدوانتاس"، یک بالاد در مورد سفر یک جوان در گذشته، که پاک شدن های همگون سازی را به عنوان یک فرصت برای بازجذب تاریخ و روزمرگی بازآفرینی می کند، می گوید: "چه چیزی را نمی دادم برای فقط یک یا دو عکس / متاسفانه او نمی توانست یک دوربین را خریداری کند / حتی همه رنگ های یک دستگاه مدرن / نمی توانستند عجیب بودن آمریکا را دربرگیرند."
به درستی، غنای خاص موسیقی می تواند دیفíکیل باشد تا از طریق لنز ارجاعات به هنرمندان آشنا مشخص شود. یک تغییر آکورد به سبک بیتلز وجود دارد که کمی بعد از خط در مورد آمریکا در "آدوانتاس" است، که به شما کمی در مورد دانش هارمونیک فاگارتی می گوید، اما کمتر در مورد اینکه آهنگ چگونه به نظر می رسد. هنگامی که از او در مورد ستارگان خود پرسیده شد، او یینیگی نام های غیرمنتظره را ارائه داد. کینگ کریمسون، به ویژه کلاسیک روان-پاپ پاستورال "من با باد صحبت می کنم"، که از آرایش های سازهای بادی که در چندین آهنگ من حالا یک حیوانم شناور و در گردش هستند، تأثیر می گیرد. (جف توبایاس از سان وچرز و نچر مدرن، که سازهای بادی را نواخت، یکی از چندین موسیقیدان خارج از فاگارتی است که به آلبومی که فاگارتی به طور عمده خود آن را بازی کرد، کمک کرده است: دیگران نورا پریدی از گروه اوستین لارج براش کالکشن، که در "تخیلات وحشی" باس می نوازد، و رایان جول، از بسیاری از پروژه های روان-گرای اخیر، درامز می نوازد.) رابرت وایت به دلیل تعهد خود به جدی گرفتن مخاطبان، و هرگز از پیچیدگی های موسیقایی یا سیاسی پرهیز نکردن، ذکر شده است. جی جی کیل影响 اقتصاد ساز، که حتی با این که به اوج های بزرگ می رسد،仍 هم لطیف و عمدی باقی می ماند. موسیقی به طور خارجی شبیه کارهای کیل نیست، اما گیتاریست بزرگ و متوفی تالسا ممکن است چیزی در بازی نімبل فاگارتی، چه در فینگیرپیککینگ ستروت "کامرا من" یا لیادس جاببینگ "کدام ستاره ها"، دوست داشته باشد.
به لیست مقایسه هایی که من می توانم اضافه کنم، گریززلی بیر را برای استفاده هوشمندانه از سازهای غیر راک و توانایی آنها در تعادل بین ترانه نویسی و سووند-سکولپتینگ بدون این که هیچ یک از آنها را کوتاه بیاورند، اضافه کنم. فاگارتی بر کوچک بودن آهنگ ها تاکید می کند، که مانند داستان هایی هستند که بین هم سن و سال ها به اشتراک گذاشته می شوند، پر از واژگان خصوصی و کنایه های دوستانه، نه مانند پیام هایی که از اجراکننده به مخاطب داده می شوند. "احساسات برای پر کردن استادیوم ها در نظر گرفته نشده اند،" او می گوید. "من واقعا نمی دانم چه種 احساساتی استادیوم ها را پر می کند، و من نمی دانم که آیا می خواهم آن احساسات را داشته باشم یا خیر. زیرا من احساس می کنم که تنها چیزهای بد در استادیوم ها اتفاق می افتد." او برای یک لحظه مکث می کند. "به جز شاید کنسرت های بروس اسپرینگستین." من حالا یک حیوانم ممکن است در ابتدا دیففیکیلی به نظر برسد، اما اگر به آن اجازه دهید، به سرعت به قلب شما راه خواهد یافت. ساختارهای پیچیده و روایت های جانبی آن هیچگونه پرهیزکاری را به همراه ندارند؛ چیزی سخت و صادقانه در مورد آنها وجود دارد، حتی هنگامی که شما完全 مطمئن نیستید که این مرد در مورد چه چیزی می خواند. فاگارتی این آهنگ ها را می نویسد، شما حس می کنید، زیرا آنها بهترین راهی هستند که او برای表达 خود پیدا کرده است. -اندی کاش
یامونن فورگارتی، 'جونک مایل'، ویدیوی موسیقی:
یامون فوگارتی آلبوم خود 'ی'م ان انیمال نوو' را از طریق ورپیهان کیوسک ریکوردس منتشر میکند و اکنون در پلتفرمهای استریم در دسترس است.

کلاندیستینی در سال ۲۰۱۰ توسط مالکان نورتیرن سپی ریکوردس تأسیس شد تا به برچسبها و هنرمندان همفکر در انتشار و تبلیغ موسیقی خود کمک کند. امروز، ما تیم خود را گسترش دادهایم تا شامل مدیران پروژه، کارشناسان فروش، متخصصان تولید و روابط عمومی باشد که دههها تجربه موسیقی و برچسب برای مشتریان خود به ارمغان میآورند. ما در بازاریابی و توزیع موسیقی تجربی و ماجراجویانه تخصص داریم و در ۱۴ سال گذشته، بیش از هزار آلبوم منتشر کردهایم.
