آماده شوید تا با PEGGY به آهنگهایش بخوانید: فیمینینی RAGE، ALICE، MESS، FLIGHT RISK، ۳۰ SECOND LOVE STORY، و DEAR READER از اولین ئیپی او.

اگر از طریق لینکی در این مقاله محصولی خریداری کنید، ممکن است بخشی از فروش را دریافت کنیم.
آماده شوید تا با PEGGY به آهنگهایش بخوانید: فیمینینی RAGE، ALICE، MESS، FLIGHT RISK، ۳۰ SECOND LOVE STORY، و DEAR READER از اولین ئیپی او.

آماده شوید تا با PEGGY به آهنگهایش بخوانید: فیمینینی RAGE، ALICE، MESS، FLIGHT RISK، ۳۰ SECOND LOVE STORY، و DEAR READER از اولین ئیپی او.

PEGGY، هنرمند ایندی-پاپ از میشیگان، مخاطبان را با موسیقی افسونکنندهاش از زمان انتشار تکآهنگ ویروسی "فیکتیونال مین" در سال ۲۰۲۱ به خود جذب کرده است. پس از حضور در کالج موسیقی برکلی و تحصیل در رشته موسیقیدرمانی، PEGGY شروع به انتشار موسیقی خود به صورت مستقل کرد و به سرعت توجهی را برای صدای منحصر به فرد و عمق شعرهایش به خود جلب کرد.
اولین ئیپی او، "دیار ریادیر,"، که توسط گروه موسیقی نیتتویرک در اوایل سال ۲۰۲۴ منتشر شد، مجموعهای است که پناهگاه شخصی PEGGY را از طریق صدا به تصویر میکشد. این ئیپی با کمک همکاران قابل توجهی مانند برام ینسکوری و اندریو توفانو ساخته شده است.
(ویدئوی موسیقی 'الیکی' را در زیر تماشا کنید)
[بند ۱]
آتنا مدوسا را فقط به این دلیل نفرین کرد
او او را ناگهان ناپاک دانست
آتنا مدوسا را فقط برای خشم پوزئیدون نفرین کرد
و حسابهایش را تسویه کند
پوزئیدون هیچ چیز را یاد نگرفت
در واقع من مطمئن نیستم که او حتی اهمیتی میداد
سپس آتنا مدوزا را به زندگی پر از مارهای اهلی کرد
در موهایش
[کوروس]
اننی بولیین و انتوینیتتی
آیا آنها شایسته از دست دادن سرشان بودند
یا آیا فقط آرزوی مردان خشمگین بود
وفیلیا به دیوانگی کشانده شد
هیچ شکی نیست که معشوقهاش پدرش را کشت
فقط بدانید که احتمالاً همان کار را میکنم
و تو میپرسی چرا
خشم زنانه زیادی وجود دارد
[بند ۲]
هلن به دلیل اینکه هدف یک مرد بود ربوده شد
و سیرس رها شد
چون پدرش نونکا اهمیت نمیداد که بفهمد
هر نسخه از داستان
به نظر میرسد که مردان تمام افتخار را به خود اختصاص میدهند، در نهایت
سپس ما بزرگ میشویم و در مورد آنها میخوانیم
و قربانیان را در ذهنمان بدنام میکنیم
رومئو و ژولیت، او حتی ۱۴ سال نداشت
پدرش سعی کرد او را به ازدواج بکشاند
پرسفون مجبور شد برود، تا با هادس در زیر زمین زندگی کند
و در نهایت او کسی است که مقصر شناخته شد
در هر داستانی که تاکنون گفته شده است، همیشه به همان şیکیلدی به پایان میرسد
[کوروس]
اننی بولیین و انتوینیتتی
آیا آنها شایسته از دست دادن سرشان بودند
یا آیا فقط آرزوی مردان خشمگین بود
وفیلیا به دیوانگی کشانده شد
هیچ شکی نیست که معشوقهاش پدرش را کشت
فقط بدانید که احتمالاً همان کار را میکنم
و تو میپرسی چرا
خشم زنانه زیادی وجود دارد
[بند ۱]
با یک مه در ذهن بیدار شدم، هیچ چیز در ذهنش نیست
پر از لبخندهای خالی، خواهند گفت بنشینید و برای مدتی بمانید
سرش را بالا در ابرها، کجا رفته است الآن؟
آلیس به سوراخ خرگوش افتاد
پس داستان کوسì میرود
[کوروس]
آلیس، آلیس، قلب و روح به سوراخ خرگوش افتاد
رویاگران تا زمانی که نمیتوانند رویا ببینند، رویا میبینند
زودتر از اینها ذهنش را از دست داد
آلیس، آلیس، نمیدانی؟
سرزمین عجایب همه یک شوخچشمی بود
آن را ساخت تا能够 برود
مادهتر از یک کلاهدار، آلیس شکست
[بند ۲]
آلیس در خانه ماند و زمان را از دست داد
به سقف خیره شد، او به ذهنش فرار کرد
مانند گربه چشایر، سقف به سیاه رنگ میگراید
و در ذهنش غرق میشود
當 او خرگوش را دنبال میکند، پایین، پایین، پایین
[کوروس]
آلیس، آلیس، قلب و روح به سوراخ خرگوش افتاد
رویاگران تا زمانی که نمیتوانند رویا ببینند، رویا میبینند
زودتر از اینها ذهنش را از دست داد
آلیس، آلیس، نمیدانی؟
سرزمین عجایب همه یک شوخچشمی بود
آن را ساخت تا能够 برود
مادهتر از یک کلاهدار، آلیس شکست
آلیس، آلیس، قلب و روح به سوراخ خرگوش افتاد
رویاگران تا زمانی که نمیتوانند رویا ببینند، رویا میبینند
زودتر از اینها ذهنش را از دست داد
آلیس، آلیس، نمیدانی؟
سرزمین عجایب همه یک شوخچشمی بود
آن را ساخت تا能够 برود
مادهتر از یک کلاهدار، آلیس شکست
(مادهتر از یک کلاهدار، آلیس
مادهتر از یک کلاهدار، آلیس)
[بند ۱]
من همیشه لبخند میزنم، اما به چشمانم نمیرسد
و من فراموشکار هستم اما قول میدهم که تلاش میکنم
این یک نفرین و یک برکت است
به طوری که من هرگز در حال استراحت نیستم
ذهنم همیشه سریعتر از دهانم حرکت میکند
من میدانم چه بگویم، اما نونکا درست نمیآید
میدانی که منظورم چیست، درست است؟ (میدانی که منظورم چیست، درست است؟ نه)
[پیش از کوروس]
این مهمانی خیلی بلند است
صدا مرا استرس میدهد
من میدانم (من میدانم، من میدانم، من میدانم)
آه، میدانم
[کوروس]
من به هم ریختهام
اما این باعث نمیشود که من کمتر از تو باشم
من سادهانگارم
اما هنوز هم برای شما بهترینها را آرزو میکنم
و شاید اشتباهاتی را انجام دهم که در این سن نباید انجام دهم
من میدانم که ناتوان نیستم
اما، به خدا، تو این احساس را در من ایجاد میکنی
[پس از کوروس]
شما مرا به那种 احساس میکنید، شما مرا به那种 احساس میکنید
تو این احساس را در من ایجاد میکنی، آه
آه
[بند ۲]
گاهی اوقات اتاق خودم امنترین جایی است که احساس میکنم
و هیچ چیز اطرافم واقعی به نظر نمیرسد
من تنها در وحشت نشستم، همیشه چیزی هست که فراموش میکنم
من همیشه چیزهای عجیبترین را که گفتهام به یاد میآورم
وقتی تنها در تختم در شب هستم
و سر من یک گروه کُر است، و تنها آرزوم سکوت است، ششش
[پیش از کوروس]
و افکارم به سرعت در حال حرکت هستند
ترسی که من دنبال میکنم
میدانم
(آه، میدانم)
[کوروس]
من به هم ریختهام
اما این باعث نمیشود که من کمتر از تو باشم
من سادهانگارم
اما هنوز هم برای شما بهترینها را آرزو میکنم
و شاید اشتباهاتی را انجام دهم که در این سن نباید انجام دهم
من میدانم که ناتوان نیستم
اما، به خدا، تو این احساس را در من ایجاد میکنی
[بند ۱]
هرگز خوب در جایم نمیمانم
همین که فرود آمدم، چمدان新的 را جمعآوری میکنم
یک جوراب گمشده، شامپوی مسافرتی
هر آخر هفته، یک اتاق خواب مختلف
چگونه به تو بگویم
[کوروس]
من یک خطر پرواز هستم
نمیدانی که نام من را چگونه از دست دادی
لیست ممنوعیت پرواز
اما من نمیخواهم هواپیمایم را از دست دهم
از اولین تاریخ، من در حال جمعآوری وسایل بودم
چمدانم را در صندلی عقب رها کردم
از یک تاکسی، نه، نمیدانم چرا
من这样 هستم
من یک خطر پرواز هستم
[بند ۲]
ومیتیمیس من احساس میکنم، یک چúت لام
تماشا کن تو ایستادهای، تنها در محل دریافت بار
اما من به تو یک فرصت دادم، با قطع کردن تو
چون من تخفیفی در بووکینگ.کوم گرفتم
و من از آن استفاده میکنم
چه تو دوست داری یا نه
[کوروس]
من یک خطر پرواز هستم
نمیدانی که نام من را چگونه از دست دادی
لیست ممنوعیت پرواز
اما من نمیخواهم هواپیمایم را از دست دهم
از اولین تاریخ، من در حال جمعآوری وسایل بودم
چمدانم را در صندلی عقب رها کردم
از یک تاکسی، نه، نمیدانم چرا
من这样 هستم
من یک خطر پرواز هستم
[پل]
من به زودی که آنجا باشم، میروم
دلایل خود را دارم، قول میدهم که اهمیت میدهم
فقط میترسم که شما مرا به این شکل ببینید
من یک خطر پرواز هستم
[کوروس]
من یک خطر پرواز هستم
نمیدانی که نام من را چگونه از دست دادی
لیست ممنوعیت پرواز
اما من نمیخواهم هواپیمایم را از دست دهم
از اولین تاریخ، من در حال جمعآوری وسایل بودم
چمدانم را در صندلی عقب رها کردم
از یک تاکسی، نه، نمیدانم چرا
من这样 هستم
من یک خطر پرواز هستم
[بند ۱]
در حال تفکر
سلام گفتن
آزاردهنده است
چقدر نمیدانی
فقط یک غریبه که به قطار میآید
قبل از اینکه بتوانم چیزی بگویم
اکنون فکر میکنم
طراحی یک برنامه برای آنچه ممکن است بگویم
اگر ما कभی ملاقات کنیم، سلام، چطوری؟
من میدانم که تو مرا نمیشناسی، اما
آیا میخواهی
[کوروس]
بله، این اتفاق هر روز میافتد
به چهرههای مختلف عاشق میشوم
و امشب تو مایلیها فاصله داری
اما نمیتوانم ذهنم را آرام کنم
چیزی متفاوت، چیزی جدید
کل زندگیام را در یک لحظه با تو میگذرانم
فقط یک نگاه به آینده
این اتفاق نمیافتد
اما برای 30 ثانیه
دلم میخواهد تصور کنم
[بند ۲]
من فکر میکنم که یک بار خواندم
شاید در اینترنت پروانهها هستند
فقط علائم هشدار
اما تو مرا در آشفتگی قرار دادی
و من آنها را احساس میکنم
[کوروس]
بله، این اتفاق هر روز میافتد
به چهرههای مختلف عاشق میشوم
و امشب تو مایلیها فاصله داری
اما نمیتوانم ذهنم را آرام کنم
چیزی متفاوت، چیزی جدید
کل زندگیام را در یک لحظه با تو میگذرانم
فقط یک نگاه به آینده
این اتفاق نمیافتد
اما برای 30 ثانیه
دلم میخواهد تصور کنم
[پل]
میلیونها نفر و میلیونها زندگی وجود دارد
و شاید در یکی از آنها، صدای خودم را پیدا کردم
و به شما گفتم که شما را دوست دارم، و سپس برای قهوه آمدم
در ۵ سال آینده ازدواج میکنیم، یک خانه و یک خانواده
سپس از آن خارج میشوم، متوجه میشوم که دیوانهام
و تماشا کن قطار تو را از من عبور میدهد
[کوروس]
بله، این اتفاق هر روز میافتد
به چهرههای مختلف عاشق میشوم
و امشب تو مایلیها فاصله داری
و من تو را از ذهنم بیرون میکنم
چیزی متفاوت، چیزی جدید
کل زندگیام را در یک لحظه با تو گذراندم
و من آینده را دیدم
مذاق بود، در حالی که طول کشید
فقط 30 ثانیه بود
اما هنوز تصور میکنم
[بند ۱]
این باید چیزی باشد که شاعران در مورد آن صحبت میکنند
تو مرا مثل هیچ کس دیگر نمیخوانی
این متفاوت است، میتوانم بفهمم
این باید چیزی باشد که رویاهایی در مورد آن رویا میبینند
تو مرا از صفحات بیرون کشیدی
برای مدت طولانی در انتظار بودم تا شما برسید
[کوروس]
مرا وندی خود برای پیتر پَن خود کنید
مرا مانند آسمان نقاشی کنید، لمس کنید در سرزمین هرگز
بیبé، آیا تو وقتی داستان به پایان میرسد برمیگردی؟
قول بده که مرا میخوانی
مرا دوباره بخوان
[بند ۲]
این باید همان چیزی باشد که نویسندگان در مورد آن مینویسند
آیا نمیبینی که تو آقای دارسی من هستی
و من لیزی بنت هستم
ما سرنوشتمان را رقم میزنم
[کوروس]
پس فقط تصور کن که من وندی هستم
تو پیتر پَن من هستی (تو پیتر پَن من هستی)
مرا مانند آسمان نقاشی کنید، لمس کنید در سرزمین هرگز
بیبé، آیا تو وقتی داستان به پایان میرسد برمیگردی؟
قول بده که مرا میخوانی
مرا دوباره بخوان
[پل]
داستانها به پایان میرسند و صفحات تا میشوند
و با گذشت زمان، داستان ما گفته میشود
اما ما بین جوهر و قلم جوان میمانیم، همانطور که آنها میخوانند
بارها و بارها و بارها و بارها
[کوروس]
من وندی پیتر پان تو هستم
مرا مانند آسمان نقاشی کنید، لمس کنید در سرزمین هرگز
بیبé، آیا تو وقتی داستان به پایان میرسد برمیگردی؟
قول بده که مرا میخوانی
قول بدهید که مرا میخوانید (قول بدهید که مرا میخوانید)
[کوروس]
من وندی پیتر پان تو هستم
مرا مانند آسمان نقاشی کنید، لمس کنید در سرزمین هرگز
بیبé، آیا تو وقتی داستان به پایان میرسد برمیگردی؟
قول بده که مرا میخوانی
مرا دوباره بخوان
[پس از کوروس]
قول بده که مرا میخوانی
مرا دوباره بخوان