
اگر از طریق لینکی در این مقاله محصولی خریداری کنید، ممکن است بخشی از فروش را دریافت کنیم.


هیچ بیشتر
چطور میتوانی به کسی که
تو میگویی که بیشتر از همه چه کسی را دوست داشتی؟
چه چیزی باعث شد فکر کنی آن قدرت را داری؟
به تو گفت تو خدا هستی،
حتی برای یک روز؟
او مال تو نبود که تا ابد گیữش
هیچ بیشتر ظلم، هیچ بیشتر نفرت
هیچ بیشتر دروغ گفتن، ما منتظر نخواهیم ماند
هیچ بیشتر تظاهر نکنیم، هیچ بیشتر ترس
هیچ بیشتر اشکهای شکسته مادران
هیچ بیشتر خطرات، هیچ بیشتر دروغ
هیچ بیشتر درد در چشمان یکدیگر
هیچ بیشتر اسلحه، هیچ بیشتر جنگ
هیچ بیشتر...
و من میگویم
چرا چرا چرا
آیا اینقدر خشونت وجود دارد، اینقدر سکوت
گریه کن گریه کن گریه کن
برای جانهایی که از دست دادهایم، چند نفر دیگر باید
میر میر میر
باید با هم بیاییم، عشق پاسخ است
ای، ای، ای، چرا
باید در برابر نفرت ایستادگی کنیم
چون این است که همه چیز شروع میشود
با هم قویتریم، هرگز ما را از هم جدا نکن
بیاموزیم از اشتباهاتمان، اما گذشته را فراموش نکنیم
به سمت آینده پیش برویم
با افتادن در قلبهایمان
هیچ بیشتر ظلم، هیچ بیشتر نفرت
هیچ بیشتر دروغ گفتن، ما منتظر نخواهیم ماند
هیچ بیشتر تظاهر نکنیم، هیچ بیشتر ترس
هیچ بیشتر اشکهای شکسته مادران
هیچ بیشتر خطرات، هیچ بیشتر دروغ
هیچ بیشتر درد در چشمان یکدیگر
هیچ بیشتر اسلحه، هیچ بیشتر جنگ
هیچ بیشتر...
نمیدانم چرا اینقدر نفرت وجود دارد
آیا کسی تو را درست دوست نداشت؟
چون من نمیتوانم پایان را در دیدگاه خود ببینم
آیا ما واقعاً به این حد از تفرقه رسیدهایم؟
همه ما خون یکسان را میریزم
آیا تاریکی به زودی از بین خواهد رفت
باید عشق باشد...
چرا چرا چرا
آیا اینقدر خشونت وجود دارد، اینقدر سکوت
گریه کن گریه کن گریه کن
برای جانهایی که از دست دادهایم، چند نفر دیگر باید
میر میر میر
باید با هم بیاییم، عشق پاسخ است
ای، ای، ای، چرا